
چند وقت پيش ميخواستم پستي رو بگذارم تحت عنوان ‹‹ماهيت متني قرآن›› ، وقتي داشتم مينوشتم بحث كشيد به مسايلي حول بازيگراني كه در بحث جلوه ميكردند ، و سوالاتي از اين قبيل : ارتباط دو مساله ي ‹‹ وحي ›› و ‹‹ زبان ›› چگونه است!؟
وحي طي چه فرايندي به موجود زباني اي منجر شده؟
فرایند انتقال پیام از خداوند به بندگان چگونه فرایندی است و ابزارهای انتقال چه نقشی دارند؟
و چون حجمش هي رو به افزايش گذاشت و شلوغ پلوغ شد و خودم با سوالات بيشتري مواجه مي شدم ، رهاش كردم...
چند وقت بعد ماجراي جنجالي دكتر سروش و قرآن پيش اومد كه فلسفي ترين مساله ي اون ماهيت وحي به نظر ميرسيد و مساله ي انتساب قرآن به خداوند.
يكي از كتابهايي كه در نمايشگاه كتاب امسال خريدم ترجمه ي يكي از آثارمهم فلسفه ي زبان يعني نظريه ي افعال گفتاري سرل بود و درش نگاه دقيقتري به زبان و عناصر زباني شده بود.
اون رو كه ميخوندم ناخودآگاه پيوندهايي رو درش ميشد استشمام كرد با برخي مسايل كلامي و اصولي بخصوص مسايل مربوط به قرآن.
همينطور داشتيم پيش ميرفتم كه در يكي از جلسات حلقه ي علمي بحث كلام الهي از ديدگاه علامه طباطبايي مطرح بود.
چيزي كه اونجا كاملا در ذهن من مشهود شد عدم توجه به وجه زباني وحي و محصول متني اون ، در مباحث كلام قديممون بود.
تا جايي كه من فهميدم علامه طباطبايي نهايتا كلام رو ‹‹ اداي اصوات و الفاظ و لغات و جملات ار حنجره به هدف بيان چيزي ›› تعريف ميكنند كه اعتباري است و بعد داشتن چنين كلام اعتباري اي رو از خداوند سلب كرده و كلام الهي رو ، عين فعل الهي مي دونند.
و بحثی نميشه که اين كلام غير اعتباري كه عين فعل است چگونه به كلامي اعتباري كه از حنجره خارج ميشه تبديل شده!؟ و اين تبديل چطوري صورت گرفته؟ آن هم بدون اينكه هيچ نقشي براي حضرت رسول ص در اين فرايند قائل باشيم!
و خلاصه به نظر ميرسيد كه بحث كلام الهي در پيشينه ي كلام آنطور كه ذهن ميكاويد به ماهيت زباني قرآن توجه و پيوستگي منطقي اي پيدا نميكرد. خلاصه هر چه فكر كردم ريشه اين عدم پيوند رو در جايي بجز مسايل فلسفي زبان پيدا نكردم!
مدتي همينطور با وحي و زبان درگير بوديم كه مصاحبه اي تحت عنوان وحي گفتاري از آقاي قائمي نيا رو جايي خوندم که در اون سعی شده به وحی به عنوان یک ارتباط زبانی توجه کرده و تبیینش کنند. هر چند هنوز موفق نشدم كتاب ايشون رو كه تحت همين عنوانه گير بيارم و بخونم اما به نظرم بحث جالبي اومد.
به نظرم ميرسه تحت عنوان وحي ، با فرايندي مواجهيم كه نهايتا منجر به توليد يك موجود زباني يعني متن شده و از ديد كلام رايج تماما منتسب به خداونده (لااقل غير اينو موجب افتادن خلل در حقانيت دين ميدونند/كه به نظر بشود در اين تلازم چون و چرا كرد) ، به هر حال اين فرايند با مدد نظريه ي فلسفي افعال گفتاري يك نوع فعل زباني است و میتونه منتسب به خداوند بشه و کاملا فعل گفتاري خداوند دونسته شه.
هر چند به نظرم میرسه چه ديدگاه تجربه ي ديني دكتر سروش رو در باب وحي داشته باشيم (كه در اون پيامبر ص تجربه اي معنوي ميكنند و اون رو براي ما شخصا ترجمه و ملفوظ ميكنند) و چه نظريه ي وحي گفتاري رو (كه خداوند در فرايند وحي ، متن قرآن رو از زبان حضرت رسول ص به بشر منتقل ميكند) نهايتا يه چيزي در مورد خود خداوند بايد كليد بحث باشه. اما فلسفه ي زبان با تحليل هايي كه از زبان ارائه ميده كمكهايي به اين بحث ميكنه.
نظريه ي افعال گفتاري ، و قول به انواع فعل گفتاري وقوع هيچ نوع از اونها رو در فرايند وحي ثابت يا رد نميكنه! ولي بازه ي امكان صحت ادعاي انتساب به خداوند رو در اين موضوع گسترش ميده و فضاي منطقي گسترده تري از موضوع رو فراروي كلام قرار ميده .
و این امکان رو مطرح میکنه که هر فرایندی رو برای وحی در نظر بگیریم نهایتا قابل استناد به اراده ی خداوند خواهد بود واینگونه نیست که سخن حتما به سخنگوی مستقیم منتسب باشد و ميشود آنرا به اراده ي منشاء نسبت داد.چرا كه به هر حال يك ارتباط زباني صورت گرفته و خداوند اراده ي سخن گفتن با بشر رو كرده است.و واسطه هاي اين وسط نفي اين انتساب رو نميكنند.
به هر حال حرف زدن از اينكه خدا چه كرده است اصلا كار آسوني به نظر نمياد بخصوص اگه از ماجرايي قبل از قرآن (سخن او) بخواهي بپرسي!
و البته اينكه خدا چه كرده است يك چيز است و چه ميتواند كرده باشد يك چيز!
فضاي منطقي بحث يعني چه ميتواند رخ داده باشد رو فيلسوفانه ميشود تحليل كرد(نگاه برون دینی). اما چه رخ داده به نظر ميرسد نياز به سند دارد و متن ديني محل اعراب جدي دارد (نگاه درون دینی)!
آنچه كه نسبت چيزي رو به خدا ميتوانست نشان بدهد قران يعني سخن خود خداوند بود اما اگر بخواهي از ماهيت خود قرآن و نحوه ي انتسابش به خداوند بپرسي به نظر ميرسه كار كمي پيچيده تر ميشه!
البته در ادبيات رايج كلامي ما آيات قرآن منبع وحي شناسي هستند.يعني قرآن خودش وحي رو توضيح ميده. و ذيل همين اسناد قرآني چگونگي فرايند وحي رو جستجو ميكنه.
ميبخشيد بعد از يك غيبت يك ماه و خورده اي ، با چنين متن مشوشي خدمت رسيديم.
مباحثه اي است و محتاج نقد
خواندني ها