
خدمت يكي از دانشجوهاي خوش ذوق و خوشفكر و مستعد و خلاق بوديم... كه تريز رو غور كرده بود حسابي!
تريز تقريبا به معناي مهارت خلاقانه ي حل مساله است و نظريه اي خيلي جالب و جذابه در باب تفكر و فرايند ذهني حل مساله كه ناظر بر پديده ي خلاقيت هست. يعني سعي كرده خلاقيت رو برنامه ريزي كنه! چيزي كه پيش از اون به چشم معجزه و يا شانس بهش نگاه ميشده... و به نظر ميرسيده كه خلاقيت يه چيز ذاتي و غير اكتسابي است ... خب تريز معتقده خلاقيت رو ميشه تقويت و حتي ايجاد كرد در فرد!
البته تريز خيلي گسترده است و شايد من به يك زاويه اي كه خودم علاقمندم فقط توجه كرده ام...
به هر حال خدمت اين دوست بزگوار بوديم....
ايشون نميدونست بنده طلبه ام و هميشه ميگفت كه يك آدم به شدت خلاق هستم!!! (سوء تفاهم شده بوده براشون در واقع!) وقتي فهميدند كه طلبه ام اول كه يك چند دقيقه اي همينطوري مبهوت مارو نگاه كرد و بعد گفت اصلا فكرشم نميكردم شما طلبه باشي!
بعد از كلي گفتگو سر اين تعجب غير منتظره ي ايشون ، كاشف به عمل اومد كه در ذهن ايشون نه تنها غالب طلاب اهل خلاقيت نيستند و بلكه ضد خلاقيتند.... و اين رو بي ربط به ذات دين كه بشر رو تسليم ميخواد نميدونست...
بحث لحظه به لحظه بالا گرفت و جذابتر شد....
رسيديم به رابطه ي دينداري و خلاقيت!
ايشون ميگفت دين در انسان خلاقيت رو تضعيف ميكنه! و شاهد مثالهاي زيادي هم مياورد از تفكرات مومنين ما!
مثل هميشه اولين كاري كه بايد ميكردم اين بود كه روشن شه دين مساوي با دينداران نيست!
و البته رابطه ي انديشه هاي دين با خلاقيت هم خودش واقعا بحث جذابي است!
اولين معنا كه در دين بسيار پررنگه و در خلاقيت عكسشه ، تعبد و تسليمه!
البته من در جستجوي حدود و ثغور و ماهيت تعبدي بودم كه در دين هست و اينرسي اي كه مخل خلاقيته...
و به دنبال اينكه رابطه ي تعبد ديندارانه رو با اينرسي ضد خلاقيت كشف كنم....
در نهايت ارتباط معنادار ذاتي اي نيافتم... اين دومعنا لااقل با هم مساوي نبودند... اما در محل عمل ، تعارضاتي ظاهرا در عملكرد ذهن مذهبيون مشهوده!... ماجرای همون فاصله ی حقیقت و واقع ... و نظر و عمل!
آيا واقعا دينداري با خلاقيت اصطكاك داره؟ و با خمودگي قرابت؟
یا واقعیتهایی که اون دوستمون میگفت و درست هم بود ، مال اينه كه مذهبيون و دينداران ما چنين كاركردي از دين خلق كرده اند؟
خلاصه گفتگوي بسيار جذاب و جالبي شد براي هر دوي ما...
من هميشه به نظرم اينطور ميرسيده كه براي خلاقيت خرافه رو بايد از ذهن گرفت... و براي ستيز با خرافه اتفاقا بايد ديندار (موحد) شد!
اما مساله اي بس شلوغ و پرماجرا است معناي دينداري!!
خواندني ها