
بعد از انقلاب بحث چگونگی رابطه حوزه و دولت(یا به نوعی حکومت) همیشه وجود داشته و مسئله اصلی هم تا حد زیادی مسائل مالی است. حوزه همیشه از نظر مالی مستقل بوده. البته به معنی استقلال از حکومت ها و دولت ها وگرنه مطمئنا همیشه وابسته به کمک های مردمی بوده که این مسئله هم بدون آفت نبوده و نمونه های تاریخیی میشه ذکر کرد در مورد تاثیر مردم یا دقیقتر اگر بگیم بازاری ها روی حوزه.
مثلا در زمان آقای بروجردی نقل شده که ایشون در ابتدا استفاده از رادیو رو حلال می دونستند ولی وقتی با اعتراضاتی روبرو میشن که رایو رو موجب فساد می دونستند عقب نشینی می کنند.
یا نقل دیگری از همون زمان شده که ایشون تصمیم داشتند به طلاب آموزش زبان انگلیسی داده بشه ولی بازاری ها میان اعتراض می کنند که ما پول نمیدیم که طلبه ها بشینند زبان کفار رو بخونند!
بگذریم ...خلاصه اون سیستم همیشگی حوزه هم آفت هایی داشته که اصلا کم هم نبوده ولی در عین حال مسلما وابستگی به دولت ها نه تنها بهتر از همون وضع همیشگی حوزه نخواهد بود بلکه آفت های به مراتب بدتری خواهد داشت و الان هم در حوزه تقریبا بین بزرگان اتفاق هست در این مورد.
اما حقیقت اینه که خصوصا از سال های ابتدایی دهه هفتاد و با تشکیل موسسات مختلف در گوشه و کنار قم و توسیع مراکزی همچون مرکز خدمات حوزه روز به روز بر وابستگی مالی حوزه به بودجه های دولتی افزوده شده هر چند این وابستگی بیشتر در حاشیه های حوزه نمود پیدا کرده باشه مثل همون موسسات!
و الان این موسسات میشه گفت به شدت وابسته به بودجه های دولتی هستند و همین مسئله هم موجب مشکلات مالی شدید لااقل بعضی از اونا در شرایط فعلی شده. به طوری که شخصا خبر دارم در یکی(!) از آنها دو سه ماهی هست که حقوق ها پرداخت نشده و حتی موسسه امام خمینی هم دچار مشکلاتی شده! چند وقت قبل هم یکی خبر داد که انتشار نشریه معارف اسلامی انجمن معارف اسلامی قم متوقف شده و دلیلش هم ظاهرا چندان اعتقاد نداشتن دولتی ها به این جور کارها ذکر شد. البته بنده پیگیری نکردم اون قضیه رو بنابراین گردن راوی! و البته این اعتقاد نداشتن رو بگم که ظاهرا نمونه های زیادی داره ولی بگذریم! اینم از آفت های وابستگی به دولت ها!
ولی آیا میشه یه چنین دستگاه عظیمی رو با سیستم اقتصادی فعلی حوزه که اکثر وجوهات رو منتقل به شهریه ها می کنه تغییر داد؟ نمیشه گفت وجوهات رو زیاد کنید چون وجوهات رو حوزه نمی تونه زیاد کنه مردم زیاد می کنند! با دادن وجوهات به صورت شهریه هم عملا بودجه چندانی برای اداره موسسات پر تعداد فعلی باقی نمیمونه و نتیجتا حوزه مجبور میشه از بودجه های دولتی ارتزاق کنه!
در خبری دیدم که ردیف بودجه نهادهایی مثل شورای عالی حوزه و دفتر تبلیغات و ... از وزارت ارشاد رفته معاونت برنامه ریزی ریاست جمهوری یا همون سازمان برنامه سابق! به نظرم اصلا جالب نیست. از نظر ظاهری که کاملا واضحه و واقعا نمی دونم چه دلیلی داشته این کار! از نظر باطنی هم احتمال میدم که اثرات چنین چیزی رو در سال آینده حوزه حس کنه! البته این صرفا یه احتماله!
حاشیه های بی ارتباط:
1-دیروز بود یا پریروز یادم نیست! فیضیه بودم اومدم بیرون دیدم حضور نیروهای انتظامی بیشتر از حالت عادی است! البته این چندان هم غیر عادی نیست چون توی قم گاه به گاهی این طور میشه و البته ما هم نمی فهمیم چرا؟ البته غیر از روزایی که موتورگیرونه! اینم نمی فهمیم که چرا بعضی روزا کیف ها رو می گشتند دم در و بعضی روزها نه! و جدیدا هم که ندیدم بگردند! به هر حال حتما دلیلی داره! اون روز توجهی نکردم مثل همیشه. امروز خبری رو خوندم که ظاهرا کشف سر شد از اون حضور محسوس! خانواده قاتل فراری در قم! البته بنده وحشتی رو در مردم حس نکردم. اصلا ندیدم که کسی خبر داشته باشه. مگر اینکه بنده خیلی شوت باشم که بعید است جدا! فتامل!
2-زنی که مرتبا از شوهرش کتک می خورد او را به دیرک آخور بست و آنقدر با میله آهنی زد که مرد! حالا این زن رو میگذارند مقابل شما! چه کار می کنید؟ سرزنشش می کنید؟ تحسینش می کنید؟ من که سکوت می کنم.
3- کلوچه های خاکی آخرین امید مردم فقیر هائیتی! (بدون شرح یعنی سکوت تلخ که زبان من در مقابل عکس ها لال می شود!)
4- کاسبی کودک در کارتن(بدون شرح!)
خواندني ها