تبليغاتX
از حوزه تا علميه
دوشنبه 22 بهمن1386

كاربرد فلسفه در امر تربيت و پرورش چيست؟

رابطه ي بين مفروضات فلسفي با آراء تربيتي و پرورشي چيست؟

ارتباط انديشه هاي بنيادين با فرايندهاي تربيتي ، چگونه است؟

قبلا در گيرو دار دغدغه هاي خودم در مورد امر تربيت و بررسي آنچه در اين قلمرو در فرهنگمون اتفاق ميفته ، اين سوالات رو در ذهنم مزمزه كرده بودم و تحليلهايي حول و حوشش بعضا ميتراشيدم!

مثلا در پی جستجوی راه حل هایی برای رشد عقلانیت نوجوانان به دنبال چنین پرسشهایی بودم!

چیزی که میافتم این بود که معمولا كار رو در آموزش خلاصه ميكنيم و آموزش رو هم به مهارتها َ به همین دلیل فراورده های تربیتی ای برای تقویت عقلانیت نمیافتم!...

بنيانهاي فكري معمولا از كمند ما ميگريزند!

چند وقت پيش توي كتابفروشي امام ره كه هر ازگاهي توش سرك ميكشم كتابي ديدم تحت عنوان "فلسفه ي تربيتي شما چيست؟ Your philosophy of education:what is it?" نوشته ي آرنولد گريز . تورقي كردم و ديدم در محل تلاقي فلسفه و تربيت و پرورش ايستاده است ... بحثهاي جالبي داشت.

هر چند اون كتاب با توجه به مقتضيات اجتماعي فرهنگي جامعه ي نويسنده نوشته شده لكن اصل مطالب و نياز به نگاه فلسفي در حوزه مباني تربيت امري در خور توجه است.

جوري كه ما داريم ميبينيم الان در حوزه ي علوم اسلامي دانشي مختص تربيت داراي انسجام نيست.و مباحثي از اين دست رو به طور پراكنده در اخلاق ميبينيم و آموزه هاي غير رسمي و شفاهي اساتيد براي طلاب . در فرايند تبليغ هم به همين صورت! كه عموم و خصوص من وجهند با مسايل دانش تربيت.

كتب درخوري هم كه در باب تربيت اسلامي نوشته شده است عمدتا توسط متخصصين علوم تربيتي نوشته شده كه كوشيده اند با توجه به ارمانهاي دين ، تربيت رو تعريف و تحليل كنند و كارهاي ارشمندي هم انجام داده اند. در عرصه ي فلسفه كه به جرات عرض كنم هيچ اتفاقي نيفته!

مسلما نخواهد افتاد تا وقتي فلسفه ي ما در متافيزيك خلاصه شده است اونهم به شكل متون تكراري و حواشي فربه!

اصلا عنوان تربيت در حوزه غريب است باز خدا رو صدهزار مرتبه شكر كه در دانشگاه به عنوان يك فصل مستقل در كنار روانشناسي و با نيم نگاهي به آموزه هاي اسلامي مطرح شده و مجال سخن در باب اين پيوندهاي ميان رشته اي بيشتر وجود داره!

در دانشگاه هم تا جايي كه من پرس و جو كردم ، تكيه بر روانشناسي رشد و جامعه شناسي رو شاهديم. و حضور فلسفه نيز در حد همون يكي دو واحد عمومي بيشتر نيست. (تا جايي كه من پرسيدم از فارغ التحصيلانشون)

اون كتاب كه عرض كردم عمده ي بحثش ، فلسفي و روي فرايند و فراورده هاي تربيتي است.

و كاربرد مسايل اساسي فلسفه رو در تربيت بيان كرده. كتاب جالبي است پيشنهاد ميكنم بخونيد ، نه به عنوان يك علاقمند فلسفه ، بلكه به عنوان يك انسان كه به هر حال در برهه اي از زندگي وظيفه ي تربيتي مستقيم در قبال ديگران خواهد يافت.

چه بسا فكر ميكنم ما هر لحظه در معرض تاثير تربيتي بر ديگران هستيم و اگر نه وظيفه ي تربيتي ، حداقل نقش تربيتي در ارتباط با نسل آينده هر لحظه از حضور اجتماعي مون خواهيم داشت.

يك انسان طي رشد ، در حال ساماندهي هندسه ي ذهن خويشتن است. در اين مسير خيليها ميتونند اثر مثبت يا منفي بگذارند.

چه بخواهيم و چه نخواهيم ذهن انسان بر پايه ي نگرشهاي فلسفي و بنيادين او بنا ميشود. و اين نگرشها همينطور ديمي خلق نميشوند بلكه طي تجربه هاي ذهني فرد بوجود مي آيند و اين تجربه ها رو مسولين تربيت وي موظفند بشناسند و ياري كنند و حتي خلق كنند براي وي.

چيزي كه من دارم ميبينم اينه كه مربيان ما (تحت هر نامي در خانواده و مدرسه) حتي رصد دقيقي از اين بناسازي نا ملموس ندارند!

و باز خدا رو صد هزار مرتبه شكر كه روانشناسي لااقل كمي جاي خودش رو باز كرده !..

كتابهاي استاد كريمي( خدا حفظشون كنه) در باب تربيت ، انصافا بديع و منحصر به فرد و عالي است. من فكر ميكنم هر آدم بالغ جامعه ي ما واجبه كه بخوندشون.بالاخص كتاب نگرشي بر تربيت ديني ايشون رو. ما كه از هر معلمي پرسيديم نخونده بود!!! همينطور از هر مادر و پدري هم كه پرسيديم نخونده بودند!!

و سه باره باز خدا رو صد هزار مرتبه شكر كه رسانه هاي جمعي به اين مقوله ها ترغيب ميكنند.و نرخ سواد والدين هم رفته بالا وگرنه معلوم نبود در چه وضع اسف باري بوديم!

همين الانش هم كم وضعمون بي ريخت نيست.

مظلوم كودكان معصوم ما كه به گندم ديمي ميمونند!

 

محتاج نقد است!

+ نوشته شده در 7:40 بعد از ظهر توسط آسیه سادات بنیادی.