تبليغاتX
از حوزه تا علميه

آزاد اندیشی! (نامساوی با ازادی اندیشه!)

شعار بزرگی است... دست کم وقتی یه کم متکلمانه به قضیه نگاه کنیم... !

دین به سعادتی برای بشر قایل است که اون رو با هر اندیشه و تفکری قابل تحصیل نمیداند!!!!

از دیدی دین هر تفکری موجب سعادت نخواهد بود!

حتی اگر قوه ی تفکر مستقل برای دیندار قایل باشیم به هر حال باید بپذیریم که در دین  ((سعادت)) دارای آدرس است!!!! و آدرس یعنی حذف یه تعداد مسیر! و تحدید اختیار فکری دیندار!

همینکه به آدرسی برای سعادت قایل باشیم یعنی همه ی گزینه ها برای دیندارقابل اتخاذ نیستند و این گزینه های ممنوعه هیچ ربطی هم به فکر خود دیندار نداره و از جایی خارج از تلاش عقلی دیندار ترسیم شده .....

در اندیشه ی دین خانه ی سعادت مساوی با همه جا نیست....

این لاجرم تبصره خواهد زد و قید خواهد آفرید...

البته آزادی مطلق اندیشه به این معنی که فرایند تفکر مقید به هیچ قانون وقیدی نباشه عملا قابل وقوع نیست!!! و شعار گزافی است!!  اما چالشی بین فراورده و فرایند میتونه وجود جدی داشته باشه!!!
به این معنا که تفکر باید از حیث فرایند مهم باشه و مورد اهتمام یا از حیث فراورده؟؟؟

حقیقتا چگونه میتوان اندیشیدن رو در چارچوب دین اصالت داد؟

شاید بشه گفت تفکر دینی فرارده ش تعیین شده است  !!!

آیا فراورده های پیش معلوم فکری , فرایند تفکر رو لغو و بی اعتبار نمیکنه؟؟

و آیا دینداری کاملا به معنای فراورده محوری است یا فرایند تفکر هم دارای محلی از اعرابه؟؟

شاید بشه از دریچه ی دیگه ای به قضیه نگاه کرد:

 یه سری گزاره وجود دارند... اگه تونستی درستی شو بپذیری میشی دیندار اگه نتونستی میشی کافر!!!! به همین سادگی! بحث ازادی اندیشه و اسارت اندیشه و... مطرح نیست!!!
به این ترتیب دینداری یک اتفاق غیر قابل پیش بینی خواهد بود!! نه یک تصمیم و یا یک ارث فرهنگی!!....و در سطح کلان اجتماعی حاکم کردن یک نظام اجتماعی ثابت و محکم مشکل خواهد شد... در حالی که دارا بودن از یک پیکره ی اجتماعی نفوذ ناپذیر همواره از از منافع دینداری بوده است!!! 

منفعتی که بیشتر با فراورده محوری  و فکر محوری همخوانی داره تا تفکر محوری!! با تولیدات محوری تا تولید محوری!!!

خلاصه  تفکر محوری ، به حکومت فراورده های حاکم هیچ تعهدی نداره!! در نظر اول به نظر میرسه این یه خطر باشه برای یک جامعه ی دینی!

تفکر بیان مطلبه!!! و بیان یعنی بروز سلیقه های مختلف...  و این یعنی اختلاف!! و اختلاف چیزی است که در سخن میشه از تحملش حرف زد اما در عمل؟؟ ... وضع جامعه مونو نیگا کنیم دستمون میاد!!!
هر جامعه ای نیاز داره که منافع نرم افزاری خودش رو حفظ کنه!! و هم نیاز داره که تولید کنه.... هم باید فکر کنه.. هم اونجوری که مافعش تامین بشه فکر کنه..... این ممکنه در مقیاس فردی کار چندان سخت و پر مساله ای نباشه... اما در مقیاس یک جامعه و یک ملت قضیه یه خورده پیچیده میشه.... و گاهی جوری میشه که ملت قاطی میکنه نمیدونه بالاخره فکر کنه یا نکنه!!!

سر این مساله اختلافات زیادی هست .... اینکه در محل تعارض چیو ترجیح بدیم.... تفکر رو یا یکپارچکی سیاسی اجتماعی رو....

 

خلاصه به نظر میرسه جای بحث و گفتگوست که تفکر و دینداری دقیقا چه دیالوگی با هم دارند؟؟؟

+ نوشته شده در 1:9 بعد از ظهر توسط آسیه سادات بنیادی.

سال هاست که شعار وحدت سر میدیم و در واقع این تنها کاریه که انجام میدیم. به هیچ وجه خبری از وحدت نیست. همچنان دشمنی ها سر جای خودشه و همچنان به هم فحش و بد بیراه میگیم وبعضا به خون هم تشنه ایم. عراق صحنه فجیع همین مسئله است. البته به هیچ وجه نمیشه وقایع عراق رو صرفا به اختلافات فرقه ای مربوط دونست اما این شاید مهمترین عامل باشه.

چند روزی بود به دلیل درگیری هایی از خبرها خیلی مطلع نبودم. کلا خیلی اهل تلویزیون نگاه کردن هم نیستم و منبع خبری اصلی و تقریبا تنها منبع برای من اینترنته!

امروز که فرصت داشتم دیدم رادیو زمانه خطبه مولوی عبدالحمید در نماز جمعه گذشته رو منعکس کرده! خوندم دیدم بله! بازم صدا وسیما گل کاشته! من که ندیدم پس بزارید از زبون خودشون بخونیم خصوصا که بعضی ها ممکنه به دلیل فیلترینگ نتونند وارد رادیو زمانه بشن.

"شبکه سوم سیما با فردی مصاحبه ای انجام داده است که ادعا کرده قبلا سنی بوده و در حال حاضر شیعه شده است. این فرد ادعا کرده که قبلا نسبت به حضرت علی کینه و بغض و عداوت داشته و در حال حاضر خود را بر بالای مناره ای مرتفع و دیگران را در زیر می بیند. این شخص الفاظ نامناسب دیگری را نیز بر زبان رانده است. در ادامه خبرنگار این برنامه خطاب به این شخص می گوید شما قبلا دشمن ما بودید و حالا دوست ما هستید "

" این شخص هیچ گاه سنی نبوده بلکه من شنیده ام این فرد از برادران تشیع یمنی بوده است. پخش اینگونه برنامه های ساختگی و جعلی از سوی برخی از فیلمسازان که افراد شایسته ای نیستند، در کانال های ملی که مختص فرقه و مذهبی خاص نیست، بلکه مال تمام مردم این کشور است، چه سنی باشند و یا شیعه، آن هم در مملکتی که در این سال از سوی رهبر انقلاب به عنوان سال اتحاد و انسجام اسلامی عنوان شده است و مجمع تقریب مذاهب به هدف وحدت و انسجام فرق اسلامی در آن قرار دارد، بسیار ناپسند و نابجا است"

" من در این جا این مطلب را اعلام می دارم که اهل سنت بالاتفاق از دوستداران حضرت علی رضی الله عنه هستند و هرکس که نسبت به حضرت علی، اهل بیت ایشان، حضرت حسین، حضرت حسن، و حضرت فاطمه رضی الله عنهم محبت نداشته باشد صد در صد او سنی نیست. سنی به کسی می گویند که خلفای راشدین و فرزندان آن حضرت صلی الله علیه و سلم، ازواج مطهرات و همه مهاجرین و انصار رضی الله عنهم را دوست داشته باشد"

در صحبت های دیگری همچنین فرموده اند:

" اهل سنت از تمامی نقاط کشور و حتی برخی کشورهای همسایه با ما تماس گرفتند و انزجار خود را نسبت به اینگونه برنامه های تفرقه انگیز اظهار کرده و می گفتند: ما بعد از انقلاب تا به حال شاهد چنین جسارتی نبوده ایم ، البته بجز از شبکه سلام که اساسش بر اهانت به مقدسات اسلام و اهل سنت گذاشته شده و شبکه ای منحرف است"

می دونید؟ طرفداری ما از وحدت مثل اون آخونده می مونه که رفت بالا منبر از وحدت بین شیعه و سنی حمایت کنه کلی حس می گیره میگه والله حتی اگر عمر لعنه الله هم بود دم از وحدت میزد!

از یه طرف دم از وحدت می زنیم وقتش برسه برای مثلا دفاع از اهل بیت یا مذهب تشیع به مقدس ترین افراد برای دیگران توهین می کنیم!

اون وقت کافیه بشنویم اون ور دنیا به پیغمبرمون توهین شده اونم مثلا توی دانمارکی که برای هر کسی این کارا رو می کنند می خواد مسیح باشه می خواد محمد(ص) یا هر کس دیگه ای! داغ می کنیم! و دیوونه میشیم می خوایم یه چند نفرو بکشیم و خونی بریزیم تا آروم بشیم بعدش خودمون میریم میشینیم تو اداره یا هر جای دیگه ای! پا میشیم بریم دستشویی یکی می پرسه کجا میری؟ با کمال وقاحت و بی شرمی میگیم سر عمر!

یادمه یه بار توی حوزه با استادی که سیوطی درس می داد یکی دو نفر سر این مسئله بحث کردند که نباید این طور کرد و بر خلاف وحدته و از این جور حرفا و البته منم مثل همیشه در این جور مواقع ساکت ونظاره گر. دقیقا یادمه نگاه تند استاد و دفاع آب و تاب داری که از فحاشی و لعن خلفا کرد و خطبه ای خوند در مورد اینکه عمر حاصل 10 زنا بوده و از این جور حرفا. اگه اشتباه نکنم منبع این زنا ها حدیثی است در بحار الانوار. احادیث بحارالانوارم که این قدر سندشون محکمه و مو لای درزش نمیره که نگو! فقط بعضیاش هست که اگه بخونی اول شاخ در میاری بعدش قهقهه ممکنه بزنی ممکنه هم اگه فکر کنی اینا همش واقعی است اصلا اسلامو فراموش کنی!

توی مدارس علمیه عید الزهرا یه روز خاصه! خیلی خاص! قیافه ها بشاش تر از همیشه. بچه ها از اساتید عیدی می خوان! اساتید هم گاهی عیدی میدن گاهی هم نمیدن. یه وقت می بینی لشوش طلبه یکی رو می گیرند میندازند توی حوض وسط حیاط. پلاستیک فریزر پر آب می کنند و از طبقه دوم پرت می کنند پایین. خلاصه منطقه جنگی میشه واسه خودش.

من یه بار یادمه داشتم رد می شدم دیدم داره صداهایی میاد سریع تر رفتم بیرون مدرسه اصلا حوصله آدم بی مزه رو نداشتم! از نظر من هم که طبیعتا اصلا عیدی در کار نبود. البته عیدی استاد رو نمیشد نخورد چون اون وقت ما رو هم تبدیل به کلوچه می کردند و میشستند دسته جمعی می خوردند!

اصلا نمی تونم فکر کنم اون آدمی که لباس زنانه می پوشه و می رقصه تا مثلا عید الزهرا رو جشن بگیره چه حسی داره! چقدر زشت و زننده! چقدر کوته فکر!

توی حوزه نمی دونم این کارو می کنند یا نه. یعنی ندیدم و لی توی مجالس دیگه که همه می دونند البته بنده مفتخرم به اینکه تا به حال حتی یک بار هم در هیچ عیدالزهرایی از هیچ نوعش نبودم تا چه برسه به رقص و این قبیل کارها!

حالا مردم ساده رو بگو که می رفتند سر قبر ابو لولو حاجت بگیرند در حالی که اولا قبرش ساختگیه و ثانیا چقدر بدبختیم که از ابو لولو حاجت می گیریم!

خداییش اگه روز عاشورا یکی همین کارها رو بکنه ما چی کار می کنیم؟!

ما فقط بلدیم بقیه رو ببینیم! طبیعیه چون عین حق و حقیقتیم! بنابراین سنی ها نباید در تهران مسجدی داشته باشند چون ما حق داریم!

بنابراین استاد سیوطی وقتی به اسم امام شافعی میرسه می خونه شیطان الشافعی!

بنابراین وقتی می خوایم بگیم فلانی سنی است می گیم سگ سنیه!

از اون طرفم که وهابی ها معلوم الحال الی ما شاء الله دارند رشد می کنند! خوبه همین طوری بهم فحش میدیم دیگه! اصلا بی خیال بابا! بزار راحت باشیم فحشمونو بدیم!

(از برادران اهل سنت بابت توهین های نقل شده عذر می خوام)
+ نوشته شده در 3:32 بعد از ظهر توسط حقیقت جو.
سه شنبه 24 مهر1386
چند مدتی است تدوین نقشه ی جامع علمی کشور به عنوان یک نیاز ملی مطرح شده!!
مثل همیشه علوم انسانی و اسلامی در سکوت همچنان نظاره میکنند!!!!
رشته های تجربی و فنی خیلی راحت دارند بحث و گفتگو میکنند و از تدوین و ترسیم نقشه شون حرف میزنند و علوم انسانی و علوم اسلامی همینطوری انگشت به دهن موندیم بینیم بالاخره کی قراره یه اتفاقی بیفته!!!
عموما در هاله ای از هجوم فعالیت های اجرایی خلاصه میشه قضیه!!! هم جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم و هم احتمالا نقشه ی جامع علمی....
دقیقا در محتوا و فهوای این دانشها قراره چه اتفاقی بیفته در کشور؟؟؟؟ قراره به چه سمت و سوهایی بریم؟
نمیدونم اتفاقی نمیفته یا کسی جرات نداره از اتفاقات افتاده سخن بگه!!!
رشته هاي فنی و تجربي وضعيتشون خیلی روشن تره... ابداع میکنند ، پروژه ميدن ، اختراع میکنند و محصول یه چیز عینی و روشنه و مقاصد خیلی راحت کمی و قابل ارزیابی هستند و كيفيتش هم قابل ارزيابي است .... راحت میشه فهمید یقه ی کیو در مورد چی باس گرفت....

اما انصافا تولید کیفی در عرصه ی علوم غیر تجربی بخصوص علوم اسلامی دقیقا يعني چي؟؟؟؟ و داراي چه شاخص هايي است؟؟ اصلا مقصد حركت كجاست؟؟
كما في السابق!!! تعداد کتابها رو باس بشمیریم یا تعداد صفحاتشونا یا بر اساس خطوط كتابها باید ارزیابی کنیم؟؟؟  

+ نوشته شده در 3:12 بعد از ظهر توسط آسیه سادات بنیادی.

خانم لسینگ در نهمین دهه زندگی موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شدند. از قضا معلوم شد که این بانوی محترمه در این خاک اونم زمان جنگ جهانی اول پا به عرصه وجود گذاشته اند. همین مسئله مثل اینکه بعضیا رو یه خورده جوگیر کرده.

بابا یه مسیویی با یه مادامی 90 سال قبل تو کرمانشاه زاییدند. بعدشم 6 سال این جا بودند. این وسط چه دخلی به ما پیدا می کنه.

با مزه اینه که بعضی ها با قوه تخیلشون شروع به کشف توطئه هم کردند و ادعا می کنند که خبرگزاری های جهان ایرانی بودن ایشون رو مخفی کردند. بابا! کدوم دوغ! کدوم کشک! به من و تو چه؟ این جوری که هر مستشار و جهانگردی که ایران اومده میشه ایرانی!

همین خانم بعدشم رفته آفریقا و نمی دونم چقدر جا ممکنه رفته باشه توی این 9 دهه. از پس فردا هر کی جایزه ای ببره یکی پا میشه میگه تو خاک ما آب خورده یکی میگه با مرز ما مماس شده کشیده رفته! یکی میگه...!

یه خورده جنبه داشته باشیم! این قدر ندید بدید نباشیم. البته ندیده که هستیم. بعد از این همه وقت یه ایرانی جایزه نوبل گرفت البته از نوع صلحش. هر چند خیلی ها ناراحت شدند. حالا ایشالله انواع دیگرش هم نصیبمون بشه! چه کنیم دیگه! آرزو بر جوانان عیب نیست!

رادیو زمانه درباره این موضوع مطلبی نوشته که یکی از قسمت های جالبش رو بدون شرحی برای کسانی که در فیلترینگ اسیرند می گذارم:

اما خانم دوریس لسینگ، تا عصر پنجشنبه11 اکتبر، هنوز از موضوع خبر نداشت. خبرنگاران و عکاسان مختلف، وقتی او از منزل خارج شده بود، محاصره‌اش کرده و خبر را به او گفتند

وقتی از او پرسیدند که آیا می‌دانید که امسال جایزه ادبی نوبل را برنده شدید؟ تقریبا با بی‌تفاوتی جواب داد: "خدای من! بعد از سی سال." و ادامه داد: " سی سال پیش شاید بیشترهیجان‌زده می‌شدم."
بعد هم خبرنگار‌ها را کنار زد و گفت که می‌خواهد برود خرید..

+ نوشته شده در 7:10 بعد از ظهر توسط حقیقت جو.
یکشنبه 22 مهر1386

دیروز نشستم قسمت آخر فیلم معلوم الحال اغما رو ببینم و البته از شدت زشتی این فیلم نتونستم تا آخرش بشینم و پا شدم رفتم پی کارم.

اما همین طوری که نگاه می کردم دیدم وسطش گفته های الیاس رو یادآوری می کرد. یه لحظه تو دلم گفتم که یه دفعه بگو ابلیس نبوده روشنفکر دینی بوده. شایدم اصلا این دو تا یکی باشند!

چیزایی که توی رساله ها نوشتند مال عوامه.

اینا پوسته دینه باید به عمقش رسید.

......

فقط می تونم بگم شرم آوره! نه اینکه روشنفکر های دینی همه این حرفا رو زده باشند اما به وضوح میشد فهمید که آوردن این حرف ها به زبان الیاس یا همون ابلیس بی غرض نبوده و قصد گوشه و کنایه ای در کار بوده. شرم آوره! آقایون اگر با نظرات بعضی متفکرین مخالفند می تونند نظراتشون رو مطرح بکنند هر چند کسانی که دست به این کارها می زنند عموما بی سواد و کوته فکرند و نظراتشون هم محلی از اعراب نخواهند داشت.

اینجا در مورد شباهت ظاهری دکتر پژوهان در فیلم مورد نظر با آقای خاتمی نوشته. البته واقعا این شباهت کاملا واضحه و سابقه صدا و سیما نشون میده که در انجام این کارهای زشت و زننده همت والایی داره. اما نمی دونم که واقعا در این نمونه هم چنین قصدی بوده یا نه. شاید اون حرفایی که به زبان الیاس اومده این احتمال رو تقویت کنه.

در رابطه با انتقادات مطرح شده از این سریال و کلا سریال های ماه رمضان صدا و سیما آقای میرباقری معاون صدا و سیما نظراتی ابراز فرموده اند که نشان دهنده عمق فاجعه است!

"قرآن مجید صراحتاً از شیطان انسی نام برده و آیات قرآن صراحتاً اعلان می‌کند که شیطان انسی هم وجود دارد. هر یک از طوایف جن و انس که ولایت ابلیس را بپذیرند، قرآن آنها را شیطان می‌نامد. همانطور که بین جن‌ها شیطان و غیرشیطان هست، بین انس نیز شیطان و غیرشیطان وجود دارد."

"به دلیل بی‌توجهی به این آموزه‌های قرآنی بسیاری از افراد فکر می‌کنند شیاطین فقط از اجنه هستند، در حالی که آیات الهی شیاطین انسی را نیز تأیید می‌نماید و بنا بر همین آموزه‌های قرآنی می‌توانیم امکان وجود شیاطین انسی را قطعی بدانیم. باید دقت شود که طبق آموزه‌های قرآنی و تفسیر علامه طباطبایی شیطان‌های جنی به وسیله وسوسه به شیطان‌های انسی وحی می‌کنند و شیطان‌های انسی نیز آن وحی را به طور مکرر به همدیگر می‌رسانند."

جناب آقای میرباقری! در حوزه ای که تخصص ندارید یا اصلا صحبت نکنید یا اول با یک مشاور در زمینه اون مسئله حتما صحبتی داشته باشید.

محض اطلاع عرض کنم که اجنه می توانند غیب بشن و این ور اون ور سرک بکشند نه انسان ها. منظور از شیاطین انسی هم اصلا چیزی که در سریال  با نمونه الیاس نشان داده شد نیست. خصوصیات الیاس در فیلم فقط به معنای جن پلیدی تطبیق می کند که به شکل انسان ها در آمده تا اونا رو منحرف کنه و ما اصلا چنین چیزی در اسلام نداریم.

"تعدد و تنوع دیدگاهها و نظرات درباره سریال‌های رمضانی سیما که این روزها در رسانه‌ها و محافل فرهنگی اجتماعی ارائه می‌شود نیز نشانگر موفقیت سیما در جذب مخاطبان عام و خاص است."

بله! تعدد و تنوع دیدگاه هایی که در مورد فیلم نژادپرستانه 300 داده شد هم حتما نشانگر موفقیت کمپانی برادران وارنر در جذب مخاطبان عام و خاص است. چه جالب! عجب استدلالی! چه افتخاری!

در مورد چرت و پرت هایی که در این فیلم مطرح شده صحبت زیاده.

یادمه یکی از قسمت های اولش رو اتفاقی می دیدم داشتم دیوونه می شدم! اون قسمتی که رز رو با دوستاش توی خونه نشون می داد.

بچه ها بلند شید!

نه خسته شدیم!

اووووو! حالا جهنم! بی خیال این میشم که هیچ آدمیزادی وقتی می رقصه حجاب کامل اسلامی لااقل نداره. ولی این یکی رو واقعا نمی تونم بی خیال بشم که از کی تا حالا رقص خانم ها نشانه شیطانی بودن شده! حواسمون هست داریم چی می گیم! مثل اینکه خوابیم. شما می تونید خانمی رو در تهران معرفی کنید که اصلا نرقصه؟! نمی گم نیست! هست! اما فکر کنم اگه رقص نشانه چنین پیوندی با شیطان باشه بهتره سر به کوه و بیابون بزاریم!

آقای تهیه کننده! آقای کارگردان! فیلم نامه نویس محترم! همسر یا دختر شما توی مهمونی با نزدیکترین دوستاش نمی رقصه؟ وای از تظاهر و ریا!

جدیدا توی تلویزیون رسم شده که وقتی می خوان شیاطینی همچون رز و امثالش رو نشون بدن یه موسیقی هایی پخش می کنند که آدم میگه وای! چه موسیقی وحشتناکی! مثل اینکه بعضی تا یه خورده درام موسیقی تند میشه تحریک میشن و موسیقی مربوطه رو به شیاطین منسوب می کنند. بعضی که اساسا موسیقی راک رو شیطانی می دونند. خب دیگه! چقدر سواد خوبه!

چه کنیم؟ هیچی! بگذریم!
+ نوشته شده در 9:24 قبل از ظهر توسط حقیقت جو.

توی این چند وقته خیلی ها به صدا و سیما به خاطر فیلم هایی که توی ماه رمضون گذاشته فحش و بد وبیراه گفتند. گفتیم ما هم برای این که عقده نکنیم یه خورده فحش بدیم!

میشینند یه فیلم نامه می نویسند دو تا سوالم از یه حاج آقایی می کنند بعدم می نویسند مشاور مذهبی فلانی بوده و اینم فیلم مزخرف ما!

البته همین جا اعلام می کنم که به هیچ وجه بنده هیچ کدوم از فیلم های معلوم الحال امسال رو به طور کامل ندیدم بلکه هر وقت دستمون به غذا بند بوده و داشتیم تلافی ساعت های رنج رو می کردیم و به طور اتفاقی نگاهمون به این جعبه پر چرت و پرت افتاده بوده نگاهی با گوشه چشم به این تصاویر موهوم کرده ایم!

یکی نیست بگه بابا! می خواید شیطان رو تصویر کنید! بکنید! جهنم! می خواید ماجرای عشق یه پیرمرد رو به یه دختر نشون بدید! بدید! جهنم! چرا این مزخرفاتو به نام دین مطرح می کنید. چرا می نویسید مشاور مذهبی! تازه میاید وقت افطار پخش می کنید که بگید ما فیلم دینی ساختیم!

کار امسال و پارسالشون نیست. همیشه همین طور بوده! البته قبل تر ها سریال هایی می ساختند که به طرز فجیعی گوشه کنایه های سیاسی میزد. حالا بی خیال سیاست شدند رفتند مثلا تو ژانر سینما و ماوراء! اونم به این شکل! اون از فیلم پارسالشون و اون چرت و پرت هایی که به نام چشم برزخی نشون دادند. اینم از امسال! آخه بابا! کجا وسوسه شیطان این طوری بوده؟! تو کدوم منبع دینی اومده که شیطان به این شکل بین مردم بگرده و وسوسه کنه!

بابا! اصلا بیاید مثل فیلم هایی که توی دنیا خیلی عادیه یکی از همینا رو بسازید و بگید خواستیم فیلم بسازیم. اصلا قرار نیست فیلم نشان از واقعیت داشته باشه. چه بسیار شاهکارهایی که در جهان ساخته میشه و کاملا هم تخیلی است. چرا توی دین تخیل می کنید. آخه مگه دین محل جولان تخیل شما اونم به این طرز فجیعه؟!

حالا بگذریم از صحنه های خنده داری که توی این فیلم ها خلق میشه. توهین نباشه! اما من شخصا نمی تونم جلوی فیلمی ساخته جناب سیروس مقدم بشینم و خنده ام نگیره! خصوصا زمانی که نرگس رو پخش می کردند و گاه به گاهی می دیدم واقعا حتی در قسمت های غم انگیز فیلم ها چنان صحنه هایی خلق می کردند که ناخودآگاه منفجر می شدیم و تا مدتی هم وقتی می خواستیم بخندیم از اون صحنه یادآوری می کردیم!

ای کاش پوپک گلدره تصادف نمی کرد! ای کاش اون فیلم از زهرا امیرابراهیمی پخش نمی شد!

بگذریم! مگه اصلا کار دیگه ای هم میشه کرد؟!

فقط یه خواهش! التماس می کنم! هر کاری که می خواید بکنید! فقط دست از سر این دین بیچاره بردارید!
+ نوشته شده در 8:59 بعد از ظهر توسط حقیقت جو.

جدیدا درخواست چت توی کلوب زیادتر شده و من هم با توجه به مدیریتم در کلوب فلسفه وظیفه دارم که پاسخگو باشم. اما متاسفانه تعداد درخواست های چت انحرافی زیاد شده. یعنی درخواست هایی که نه برای گفتگوی فکری است نه در مورد کلوب فلسفه. البته ممکنه بعضیا بگن که اتفاقا بر عکس! اصل همیناست! گفتگوی فکری انحراف از اصله! خب اینم یه نظره!

حالا کاری ندارم. ولی چند وقته که توی کلوب درخواست های چتی میشه که فقط برای دادن لینکی تبلیغاتی یا حتی دادن آدرس مغازه است! این نمونه آدرس مغازه رو دو سه روز قبل داشتم که یکی مغازه خودشو توی پاساژ قدس در قم معرفی کرده بود! فکر نکنم بشه مانع این تبلیغات شد.

ولی تو این دو سه روزه دو تا گفتگو داشتم که تا حالا این جوریشو نداشتم! می دونستم که خیلی ها در کلوب صرفا به دنبال پیدا کردن دوست هستند (البته یه وقت فکرای بد نکنید فقط می خوان دوست پیدا کنند صرفا در راستای جنبش افزایش مهر و دوستی در جامعه!) اما معمولا آقایون فاضل به دنبال بانوان محترمه می دوییدند! البته توی جمع علمای تهرانی شاید این قدر آدم های مختلف و زیادی باشند که دیگه چنین قاعده ای نداشته باشیم. اما در جمع فضلای قمی تا الان به چنین موردی بر نخورده بودیم.

دو گفتگوی مربوطه رو می تونید در زیر مشاهده کنید:

1-

سارا : salam
حقیقت جو : سلام
سارا :
shoma khubin
حقیقت جو : متشکر
حقیقت جو : خوبید؟
سارا :
mamnun
سارا :
shoma kojaye qom hastid
حقیقت جو : چرا اینو می پرسید؟
سارا :
hamintori
حقیقت جو : طرفای (...)
سارا :
ahan
حقیقت جو : خب؟
زمان: 15:46
سارا :
khob chi
حقیقت جو : هیچی
!
سارا :
haletun khube?
حقیقت جو : بله
سارا :
man salariye hastam
حقیقت جو : آها! جای خوبیه
زمان: 15:49
سارا :
bale hamin tore
حقیقت جو : ببخشید
زمان: 15:52
حقیقت جو : یه سوال
حقیقت جو : شما الان کجا منو دیدید و درخواست چت کردید؟
سارا :
tu cloob
حقیقت جو : کلوب که بله
حقیقت جو : کجای کلوب؟
سارا :
safheye aval
حقیقت جو : مگه صفحه اول کسی رو نشون میده؟
سارا :
khob tu liste on line ha dige
زمان: 15:55
حقیقت جو : آها! تو لیست آنلاین های همشهری
!
سارا :
bale
حقیقت جو : تو لیست آنلاین های همشهری دنبال چی می گردید؟
سارا :
vaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
سارا :
yani chi
حقیقت جو : هیچی! یعنی اینکه امرتون با بنده چیه؟
سارا :
hichi bye
سارا :

حقیقت جو : کامپیوتر من مشکل داره
حقیقت جو : نمی تونم تصاویرو شکل ها رو ببینم
حقیقت جو : یه توصیه دارم بهتون
زمان: 15:58
حقیقت جو : از این به بعد اول پروفایل طرف رو ببینید
حقیقت جو : شاید این جوری بهتر باشه
سارا :
bale behtare
حقیقت جو : متاسفم
حقیقت جو : ولی من همینم دیگه
حقیقت جو : امری با بنده ندارید؟
سارا :
naaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
حقیقت جو : موفق باشید
!
حقیقت جو : خدانگهدار
سارا : bye

2-

نازنین : salam
halet khone
khobe
حقیقت جو : سلام
حقیقت جو : متشکر
حقیقت جو : شما خوبید؟
نازنین : منم خوبم
زمان: 6:9
حقیقت جو : تشریف دارید؟
زمان: 6:12
حقیقت جو : هستید؟
نازنین : بله
نازنین : يدفعه رفتي
حقیقت جو : من؟ نه! من هستم
زمان: 6:15
نازنین : آهان
نازنین : اشتب گرفتم
حقیقت جو : ؟
نازنین :

حقیقت جو : ببخشید من کامپیوترم ایراد داره شکل ها رو نمی بینم
زمان: 6:18
حقیقت جو : عذر می خوام! یه سوال
حقیقت جو : شما بنده رو توی قسمت جستجوی افراد آنلاین پیدا کردید؟
نازنین : بله
حقیقت جو : چی شده! جدیدا خیلی ها به این جاها علاقمند شدند
نازنین : نمي دونم
حقیقت جو : امرتون با بنده رو می فرمایید
!
زمان: 6:21
نازنین : شما بگيد
حقیقت جو : من بگم؟
حقیقت جو : چی بگم والا
حقیقت جو : پروفایل بنده رو خوندید؟
زمان: 6:24
زمان: 6:27
حقیقت جو : هستید؟
نازنین : هستم
نازنین : دارم مي رم
نازنین : باي
نازنین : باي
نازنین :

حقیقت جو : فکر کنم بهتر باشه از این به بعد پروفایل طرفتون رو بخونید
حقیقت جو : خدانگهدار
نازنین : مي خونم
نازنین : عزيزم
زمان: 6:30
زمان: 6:33

در پایان پیشنهادی داشتم. چند روز قبل با سایتی از طریق وبلاگی آشنا شدم که طرح جالبیه. ظاهرا توی این سایت با کلیک روی جایی که مشخص شده می تونید به کودکان محروم کمک کنید. اسپانسرهای سایت متعهد شدند که به کودکان فقیر یک کتاب یا یک وعده غذا بدهند. البته من هنوز جزئیاتش رو نمی دونم. ولی همیشه وقتی عکس های کوکان گرسنه آفریقایی رو می دیدم از عمق وجود زجر می کشیدم و می موندم که چه کار می تونم بکنم. حالا اینو پیدا کردم و واقعا از این بابت خوشحالم!

به شما هم توصیه می کنم اگه خواستید پولی توی صندوق های کمیته امداد بندازید برید کافی نت و هی کلیک کنید! یه پیشنهاد دیگه هم اینکه بشینید شب احیا همش کلیک کنید. خدا خیرتون بده! اجرتون با امام حسین!

+ نوشته شده در 6:58 قبل از ظهر توسط حقیقت جو.
یکشنبه 8 مهر1386

موضوع حذف اجازه ی همسر سابق در ازدواج مجدد آقایون ، که دولت در لایحه ی حمایت از خانواده آورده (ماده ی ۲۳ لایحه) حسابی انتقاد بر انگیخته!
تو این ماده ی لایحه اومده که احراز تمکن مالی مرد توسط دادگاه کفایت میکنه!
در سال ۵۳ مواد ۱۷ و ۱۶ قانون خانواده مربوط به ازدواج مجدد بوده ، ماده ی ۱۶ به ممنوعیت ازدواج مجدد بدون اجازه ی همسر اشاره میکرده و ماده ی ۱۷ هم ضمانت اجرایی کیفری قضیه بوده.
فکر کنم سال ۶۳ بوده که ماده ی ۱۷ رو خلاف شرع دونسته شورای نگهبان و تا الان کسی ظاهرا به طور روشن به این قضیه نپرداخته... 
بعد اون هم ازدواج مجدد منوط به دو اجازه ، یکی از سوی همسر سابق و دیگری از سوی دادگاه بوده در سیستم قضایی.و اگر زن دچار علتی بوده که اعتبار اجازه ش از دید قانون منتفی میشده ، اجازه ی دادگاه کفایت میکرده...
تا اینکه برای ایجاد انسجام در قوانین خانواده ، مجلس هفتم درخواستی به قوه ی قضائیه داده و قوه ی قضائیه هم طرح حمایت از خانواده رو به دولت ارائه کرده است و دولت در ادامه ی این روند لایحه ی مزبور رو تهیه کرده و به مجلس داده....
خب دولت در ماده ی ۲۳ لایحه ، اذن همسر رو در ازدواج مجدد حذف میکنه و صرفا به احراز تمکن مالی دادگاهو منوط کرده.

اما به نظرم میرسه وجود این ماده در لایحه ی اجرائی ، جدا از درست بودن یا نبودن محتواش ، به نوعی دخالت در لوایح قضائی است!
خانم دکتر شریعتی نماینده ی مجلس در زمینه ی لایحه میگفتند: هنوز لایحه در دستور کار مجلس نیست... خیلی هم نباید نگران بود. لایحه به هرحال یه پیشنهاده هنوز و مسیر منطقی نقد و بررسی شو طی خواهد کرد...
ایشون گفتند: لایحه قسمتهای مثبت و مفید هم زیاد داره! که منجر به بهبود وضعیت زنان و خانواده خواهد شد.

امیدوارم نتایج خوبی داشته باشه بررسی های مجلس و در نهایت شاهد بهبود وضعیت خانواده باشیم در کشور.

 

+ نوشته شده در 11:49 قبل از ظهر توسط آسیه سادات بنیادی.
شنبه 7 مهر1386

پژوهش در قرآن يكي از مظلومترين ها در مجامع علمي بخصوص حوزوي ماست!

بگذاريد با تمام غصه عرض كنم....كارنامه ي پرافتخاري نداريم در مورد مطالعه ي قرآن! و اون دنیا در مقابل قران خجل خواهیم بود!

شايد به اندازه ی بي مهري اي كه فلاسفه در میان ما ديده اند مفسران قرآن نيز بي مهري و آزار ديده اند!

به اين دو دسته انديشمند ،فرهنگ ديني غالب ما خيلي بس ناجوانمردانه بيرمهري كرده است... خسرانش متوجه دين و دينداري جامعه ماست. و ما رو از درون دچار تناقض و ناسازگاري معرفتي كرده است...

اين بي مهري بي علت نيست. و برخاسته از دشواره هايي در مطالعات فلسفي و قرآني است. بيماري هاي مزمني كه كلام ما بهش دچار شد در تاريخ حياتش و ذهن دینی رو به سمت و سوهایی یک جانبه برد ، هم در اين ميان بي تقصير نيست.

بيشترين عمر تكاپوهاي فكري جهان اسلام در كش مكش هاي بي ثمر فرق هرز رفت... و در نهايت انديشه هاي ركودآور گوي پيروزي رو از ديگر نگرشها ربود...

اندیشه هایی مبنایی و اساسی که به فرایند تفکر دینی مربوط بودند...

در هر دوي اين دو نوع مطالعه (مطالعات فلسفي و قرآني) عقل بشر عامل بسيار فعالي است.

شاید بتوان به جرات گفت : مظلوميت و مهجوريت قرآن و فلسفه در ميان ما ناشي از خرد ستيزي گسترده اي است كه از بعد از قرون چهار و پنج به بعد جهان اسلام را در بر گرفت و دانشهاي عقلي و تجربي را طي يكي دو قرن به كلي از صفحه ي ذهن جامعه ي اسلامي محو كرد و چه بسا قبح ديني براشون ايجاد شد..... 

در قرون اخير به يمن تهديدهايي كه حس کردیم از بيرون داریم میشیم ، در گيرو دار گفتگوي با تفكرات پویای ديگر ملل... يه كمي تازگيها چشمامونو باز كرده ايم و ديده ايم نه بابا.. خيلي از قافله عقب مونده ايم..

و از اين رهگذر يك نگاه انتقادي خيلي دست و پا شكسته اي به گذشته ي خودمون كرده ايم...  و يه خورده پذيرفته ايم در حق خیلی ارزشهای انسانی و عقلی اجحاف كرده ايم و در واقع با اين اجحاف تفكر خودمونو به دامن مردگي و ركود انداخته ايم...

اين رو هم عرض كنم.. اين وضع صرفا به دليل كم كاري و ضعف نبوده... بلكه به دشواره هايي در مطالعه هم مربوطه...

واقعا با مساله روبرو بوده ایم و هستيم.. با معما... و هنوز ازپسش برنیامده ایم!! 

به نظر ميرسه حتي در شناخت مسايل هم هنوز به خوبي موفق نيستيم. تازه مشكل رو درك كرده ايم و به نامطلوب بودن وضعيت پي برده ايم.... و فهميده ايم خلاصه يه جاي كار مي لنگه... و مسايل هنوز به خوبي روشن نيستند...

طرح بحث جنبش نرم افزاري كه مثل همه ي بحثهاي ديگه يه مدت تبديل به شعار خوش رنگ و لعاب محافل شد و خيلي زود به حافظه ي نمايه مقالات كتابخانه ها پيوست ....  ناشي از اين درك مشكل بود... و تلاشی بود برای مساله يابي و مطالعه و توليد ...

متاسفانه باید عرض کنم که جنبش نرم افزاری رو هم با وقاحت تمام گذاشتیم کنار!! اصلا خودمونو به اون راه زده ايم !!  و الان باز چسبيديم به چند تا شعار ديگه ...

نميخوام منفي بافي كنم.... اما انصافا لنگ ميزنيم... همه میگیم فرهنگ حاكم بر مجامع علمي ما انصافا توليد گرا و خلاق نيست! هم حوزه و هم دانشگاه!... اما کی قراره کاری کنه؟؟؟؟؟

واقعا در علوم اسلامي به يه جنبش اساسي نياز داريم........ وگرنه معلوم نيست در كدوم گوشه ي متروك ذهن بشر دفن خواهيم شد!!!

حتما الان ميگيد... خدا خودش اسلامو حفظ ميكنه!!!... عرض ميكنم.. بله خداوند دينش رو حفظ ميكنه ... ولي از كجا معلوم توسط ما؟؟؟ هيچكي قول نداده كه ما رو هم باهاش حفظ كنه!!!!

دارم از خودمون و وظايفمون حرف ميزنم نه از خدا و اسلام!!!  چرا ما خودمونو پسرخاله ی خدا و دین دیده ایم؟؟ و چون دین از طرف خداست.. لابد ما هم پسر خاله ی خداییم... به همین راحتی!!

بهتره یه خورده واقع نگر باشیم.از شعار زدگي و نگاههاي انتزاعي و دور از واقعيت دست برداريم و يه خورده جدي تر ببينيم چه بر سرمون اومده و در چه وضعي هستيم.... آيا آنگونه كه بايد باشيم هستيم؟؟؟ آیا انگونه که باید بیندیشیم می اندیشیم؟؟ آیا ذهن ما دارد درست عمل میکند؟؟ کی و چگونه باید آنالیز کند؟؟؟؟

در جلسه اي خدمت خانم عاصمي خواهر شهيد عاصمي بوديم .. ميگفتند فارغ التحصيلي معنا نداره!! خستگي رو بايد خسته كرد!!!... يه نگاه دور و برمو كردم ديدم... گيرنده اي خورند اين پيام پيدا نميكنم!!!! آهي كشيدم و در دلم گفتم خانم عاصمي كلامتون شعله اي است كه در خلاء بیماری مردگی ذهن ها لحظه ای هم تنفس نخواهد کرد!!!

فرهنگ ، اپيدمي ناپيدا و بسيار قدرتمندي است. و يه عيب و وضعيت معيوب اگر به فرهنگ تبديل بشه... بدجور فاتحه ي ملتو ميخونه... و تغييرش مثل جون كندن ميمونه....

متاسفانه كاستيهاي ما در بحث تولید علم ، درفرهنگمون نهادينه شده اند طي قرنها!!! و به اين نون و ماستها رفع نميشن.... انقلاب ميخواد و مجاهدت و سخت كوشي... دود شمع بايد خورد و غبار راه!!!

ببخشيد جاده خاكي زدم!!!

البته در مورد قرآن الحمدلله داره يه تكونهايي ميخوره جامعه مون هر چند هنوز خیلی سطحی !! .... اما به همين قدر هم ذهنمون رو يه تكونهايي خواهد داد... و زمينه رو براي ورود به تكانهاي عميقتر فراهم خواهد كرد...

چشم انتظار نهضت قران پژوهی هستیم!!! امید که جان تازه ای به پیکره ی ذهن این جامعه دمیده شه....

قرار بود برم سر گلوگاههاي دشواري كه در مسير پژوهش موضوعي در قرآن ، قرآن پژوه باهاش مواجه ميشه. و نتایجی رو كه خودم حين پژوهشهاي موضوعي اي كه در قرآن داشته ام، برام حاصل شده رو یه خورده مدون کنم و بنویسم......خلاصه يه سري تجربيات دست و پا شكسته ام رو تحت عنوان ((دشواره های پژوهش موضوعی در قرآن)) جمع و جورشون کنم. دیدم اول یه مقدمه بنویسم بد نیست! میبخشید طولانی شد!

 

پيروز باشيد

تا بعد

+ نوشته شده در 2:1 بعد از ظهر توسط آسیه سادات بنیادی.
روزگار سختی شده! آدم زورش میاد طنز بگه. وقتی که میاد توی اینترنت و دل نگرانه که توی برمه چه اتفاقی افتاده! توی عراق,فلسطین,... و خلاصه زمین! چی بگم. تازه بعضی دل نگرانی ها رو هم که اصلا نمیشه بیان هم کرد. باید افسوس خورد و گذشت! اما بزارید حکایتی رو تعریف کنم که امروز یکی از اساتید در یکی از مدارس حوزه در مورد امر مهم ازدواج افاضه فرمودند:
در قدیم بعضی علما در سنین نوجوانی و حتی قبل از بلوغ عالم می شده اند. یکی از همین علمای غیر بالغ شبی در اثر اتفاقی متوجه می شوند که بالغ شده اند. همون موقع این نوجوان فقه خوانده و تازه بالغ شده میره بالای سر باباش!
بابا...بابا...پاشو بابا! (آها! نه ببخشید ابوی محترم ... ابوی محترم...) پاشو برای من زن بگیر! پاشو...!
چی؟ حالا نصف شبی برم زن بگیرم؟! خب! حالا صبر کن صبح!
نه! همین حالا برو برام زن بگیر!
ظاهرا این نوجوان بسیار اهل عمل به مستحبات بوده اند البته نه فقط مستحبات این جوری! بالاخره از پسر اصرار و از پدر انکار و در نتیجه تسلیم پدر.
همسایه همین خانواده پر برکت ظاهرا دختری داشته اند. پدر نوجوان تازه بالغ میره در خونه همسایه و نصف شبی دختر خانواده رو خواستگاری می کنه!
البته در نقل حکایت در مورد واکنش خانواده دختر چیزی نگفته اند! ولی امروزه اگر کسی با چنین نمونه ای مواجه بشه طبیعتا با یک عدد چوب از خواستگار پذیرایی می کنه مگه اینکه ... بگذریم!
به هر حال همان شب صیغه خوانده می شود و همان شب هم طبق نقل استاد با هم همبستر می شوند و همان شب هم غسل می کنند.
استاد محترم در جلسه درس به عنوان افتخار می گفتند که آن عالم برجسته در یک شب بالغ شده و ازدواج کرده و همبستر شده و غسل هم کرده اند. چه با برکت! این باید الگوی همه ما باشه!
واقعا که باید دست این استاد رو بوسید از بس سخنان آموزنده می فرمایند!
فکر کنید اون دختر رو وقتی نصف شبی بیدار کردند گفتند زن فلانی بشو یا اصلا شدی چه حسی پیدا کرد! به پای هم پیر بشن الهی!
+ نوشته شده در 10:58 بعد از ظهر توسط حقیقت جو.
رئیس مرکز آمار ایران نتایج جدیدیرو بر اساس سرشماری سال گذشته اعلام کرده که می تونید ببینید.
اما آماری که از نظر من واقعا عجیب اومد این بود که حدود ده درصد مردم ایران کامپیوتر دارند ولی از اینترنت استفاده نمی کنند! و این یعنی حدود نصف جمعیت دارای کامپیوتر در ایران!
درسته که کیفیت اینترنت در ایران واقعا پایینه و هزینه اون هم واقعا زیاده اما با این حال فکر می کنم اینکه این تعداد افراد داریم که کامپیوتر دارند ولی اصلا از اینترنت استفاده نمی کنند بیشتر به خاطر عدم درک اهمیت استفاده از اینترنت باشه. مطمئنا درصد اندکی از افراد مزبور اهل کار علمی با کامپیوتر هستند چون کسانی که از کامپیوتر برای فعالیت های علمی استفاده می کنند لااقل گاه به گاهی به اینترنت سر خواهند زد. احتمالا استفاده اصلی این جمعیت عظیم از کامپیوتر صرفا بازی و امثال اون باشه که بنده از همین جا این ضایعه عظیم رو خدمت آقا امام زمان تسلیت عرض می کنم!
+ نوشته شده در 8:12 قبل از ظهر توسط حقیقت جو.